احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )
119
دائرة المعارف گياه درمانى ايران
اينكه فقط يك حملهى تونيك ( بدون مرحله تكان خوردن و لرزيدن بدن ) باشد و بيمار مثل يك تخته چوب به زمين بيفتد . همچنين يك نوع نادر از حملهها وجود دارد كه بيمار فقط به زمين مىافتد اما به سرعت بهبود مىيابد ، اين نوع حملات را اصطلاحا آتونيك « 1 » مىنامند . همچنين دو گروه ديگر حملات ژنراليزه وجود دارند كه عبارتند از : حملات آبسانس « 2 » و پرشهاى ميوكلونيك « 3 » . حملات آبسانس : چنين حملاتى در گذشته به نام صرع كوچك يا پتىمال « 4 » معروف بود . اين حملات كه معمولا در كودكان ديده مىشود طورى است كه فقط چند ثانيه شخص دچار گيجى مىشود و مىتوان آن را با پرت شدن حواس يا عدم تمركز اشتباه گرفت . كودكانى كه دچار صرع آبسانس هستند مىتوانند روزى صدها بار دچار چنين حملات چند ثانيهاى شوند و اغلب نه خود كودك و نه اطرافيانش متوجه اكثر چنين حملاتى نمىشوند ، زيرا زمان آنها بسيار كوتاه مىباشد . چنين كودكانى در هنگامى كه در كلاس هستند و معلم به آنها ديكته مىگويد ممكن است دچار حمله شده و چند كلمه يا يك خط از ديكته را ننويسند . بنابراين اگر معلمين با چنين ديكتههايى مواجه شدند كه كودك چند كلمه را جا انداخته است بايد به وجود اين بيمارى در كودك مشكوك شوند و آن را به اطلاع والدين او برسانند . حملات ميوكلونيك : اين نوع از حملات معمولا در بيمارانى كه مبتلا به ساير انواع حملات هستند ديده مىشود . اين حملات باعث پرشهاى كوتاه يك دست و يا يك پا و يا تمام بدن مىشود . در چنين مواردى بيمار ممكن است بهطور ناگهانى يك فنجان چاى را به زمين بزند و يا اينكه تمام بدن خود را به زمين پرت كند . از اين توضيحات مىتوان متوجه شد كه انواع مختلفى از حملات وجود دارند . و شما احتمالا تاكنون متوجه شدهايد كه بيمارىهاى ديگرى هم وجود دارند كه مىتوانند با حملات صرعى اشتباه گرفته شوند كه در مورد آنها در فصل بعدى كتاب توضيح خواهيم داد . علت بروز حملات صرعى همه فعاليتهاى مغز بستگى به عبور پيامهاى الكتريكى در آن دارد . مغز حاوى ميليونها سلول عصبى است كه به آنها اصطلاحا نورون گفته مىشود . سلولهاى عصبى يا نورونها داراى بدنه و بازوهاى بلندى همراه با شاخههايى هستند كه به آنها اصطلاحا آكسون گفته مىشود . پيامهاى الكتريكى از طريق اين آكسونها انتقال داده مىشوند ( مانند پيامهاى تلفنى كه از طريق سيم تلفن انتقال مىيابد ) . وقتى اين پيامها به انتهاى آكسون مىرسند ، موجب ترشح و آزاد شدن يك ماده شيميايى مىشوند ، اين ماده شيميايى با نورون مجاورش از طريق يك گيرندهى ويژه كه به آن اصطلاحا رسپتور « 5 » گفته مىشود ارتباط برقرار مىكند . اين كار ممكن است باعث تحريك و برانگيختن بدنه نورون بشود و در صورتى كه اين تحريك به اندازه كافى باشد ، يك پيام ديگر به طرف آكسون منتقل مىشود . اين راهى است كه از طريق آن نورونها با يكديگر ارتباط برقرار مىكنند . اگر فقط تحريك ( بدون مهار ) در مغز اتفاق بيفتد ، در نهايت تمام نورونها با همديگر تحريك شده ، بنابراين ايجاد يك طوفان الكتريكى مىكند كه در حملات صرعى ديده مىشود . اما بعضى از نورونها يك ماده شيميايى از آكسونهايشان ترشح مىكنند كه باعث مهار نورونهاى مجاورشان مىشود و از بروز طوفان الكتريكى جلوگيرى مىكنند . وقتى كه بين تحريكات و مهار شدنهاى سلولهاى مغزى تعادلى برقرار باشد ، مغز كار خود را
--> ( 1 ) . Atonic ( 2 ) . absence ( 3 ) . Myoclonic ( 4 ) . Petit mal ( 5 ) . Receptor